تبلیغات
فترمه - ازکلافگی
 
فترمه
با لذتی شیرین برای آینده که از آن ماست
سه شنبه 21 شهریور 1391 :: نویسنده : رحیم قصاب شوشتری
یاد بچگی ها بخیر ، در آن دوران گاهی زیرچشمی بابامو نگاه می کردیم که ساعتها با دست مشغول جمع آوری اشغالها و خرده ریزه هایی بود که روی فرش ریخته شده بودند و کلماتی را هم با خودش تکرار می کرد!! من حسابی به این کارش می خندیدم و می گفتم: ما که هم جارودستی داریم و هم جاروبرقی!! این چه کاریه!؟؟
چندروز پیش که حسابی کلافه شده بودم و با خودم فکر می کردم که چه جوری مشکلاتم را حل کنم و موانع را از سر راه بردارم یهو به خودم اومدم دیدم که یک عالمه آشغال ازروی فرش جلوی خودم جمع کردم ......! ای وای




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :